تبليغاتX
دري به سوي نگاه

دري به سوي نگاه

تقديم به بهترين دوست
با سلام به همه دوستان عزيزم

اين بار مي خواهم به درخواست بهترين دوست مجازي خودم از نوشته هاي خودم استفاده كنم

كسي كه يكي از دلايل اصلي به وجود آوردن وبلاگ دري به سوي نگاه به خاطر او بود

و هزار حرف ناگفته ديگر درباره او..........

قول داده بودم براي او شعري از خودم بنويسم

البته بايد بگويم من خود را شاعر نمي دانم هر چند از نوع .....(كه خودش گفته ديگه ننويس)

و نوشتم هر چند وقت بسيار كمي داشتم

اميدوارم مرا به خاطر اين شعر بد ناقص كه به هيچ وجه در خور آن بزرگوار نمي باشد مرا ببخشد

نام شعر : بهترين ياد

دلم تنگ غروب سو به دريا

به دنبال اميد مرده در ياد

به شادي به خنده به عشق بي كرانه

به ساقي به مطرب به هر جا مي كنم ياد

تويي سلطان قلبم به دنبالت نگاهم

كشيدي از خيالم هزاران فكر از ياد

به سوسن به نرگس به هر چي گل تو دنياس

قسم خوردم بدوني تويي بهترين ياد

و در آخر

الهي هاي يك انديشمند بزرگ ايراني كه انگار دارد حرف دل من را ميزند

الهي از من آهي واز تو نگاهي

الهي جز بي اسمي برايم مباد

الهي چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگريم كه منم

الهي حرم بر نامحرم حرام است چرا محرم محروم بماند

الهي بدان بر ما حق بسيار دارند چه رسد به خوبان

الهي شكرت كه دل بي دردم را به درد آوردي

الهي اين آدم نماها كه با خوردن گوشت گاو گوسفند اينقدر درنده اند

اگر گوشت گرگ و پلنگ را حلال ميكردي چه مي شدن!

الهي راز دل با تو چه گويم كه خود راز دلي

دانه و لانه و پر پرواز دلي

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت7:57 قبل از ظهرتوسط ........ |