تبليغاتX
دري به سوي نگاه

دري به سوي نگاه

آواز عاشقانه

آواز عاشقانه ما در گلو شكست
حق با سكوت بود صدا در گلو شكست
ديگر دلم هواي رفتن نمي كند
تنها بهانه ي ما در گلو شكست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست
اي داد،كسی به داغ دل باغ دل نداد
اي واي،هاي هاي عزا در گلو شكست
آن روزهاي خوب كه ديديم ، خواب بود
خوابم پريد و خاطرها در گلو شكست
بادا ، مباد گشت و مبادا به باد رفت
آيا ، زياد رفت و چرا در گلو شكست
فرصت گذشت و حرف دل ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست
تا آمدم كه با تو خدا حافظي كنم
بغضم امان ندادو خدا ...............در گلو شكست

....................
و اما عشق
اين بار از رابرت كوپر
عشق و خوشبختي قرين يكديگرند
هر چه بيشتر دوست بداري خوشبخت تري

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت5:32 بعد از ظهرتوسط ........ |