تبليغاتX
دري به سوي نگاه

دري به سوي نگاه

تعاریف عشق

اين روزا  بشتر وبلاگها درباره عشق و تعاريف رنگارنگي از عشق مي نويسند

بعضي از تعاريف ديگه قديمي شدند مثل

عشق، سايباني است در آفتاب سوزان زندگي

عشق، الفبايي دارد با حروف سرخ رنگ

عشق، زبان فطرت است

عشق، پلي براي گذشتن از جان است

عشق، برادر خوانده جنون است

 

و .............

بعضي از تعاريف و توصيفها جديد از عشق كه با استفاده از كلمات نو بيان شده اند مثل...

عشق، دژ مستحكم خط پدافندي بودن و ستون صف شكن نيروي آفند

در جبهه زندگي است

عشق، راديكالي كه با آن از از معشوق جذر مي گيرند

عشق، ستاره دنباله دار هالي در آسمان جان است

عشق، داري امواجي است قاره پيما كه در موج بلندش نياز به رله ندارد

عشق، اورستي است در رشته كوه بيداري شعور

عشق، راننده است كه احتياط سرش نمي شود

و .......

عشق از لحاظ واژه شناسي به معني ميل مفرط است و آن مشتق از عشقه است

 و عشقه گياهي است

كه هر گاه دور درخت پيچيده مي شود ، آب آن را مي خورد

و درخت كم كم زرد مي شود و خشكيده مي شود

و عشق در اصطلاح ، مرتبه عالي و اعلاي محبت است

هنگامي كه محبت  قوي و شديد شد عشق ناميده مي شود

 

اما به قول علامه جعفري عشق قابل توصيف علمي نيست

زيرا نه محسوس است و نه معقول، در حالي كه در قلمرو حس عقل

دگرگوني به وجود مي آورد

اگر تعريف كننده عشق كسي است كه خود عشق بورزد،

مسلما تعريف او از عشق صحيح نيست،

چون  اين پديده غير عادي بر تمام انديشه و مشاعر

و اصول تعقل و منطق او  مسلط شده و رنگ آميزي نموده است

 

......................

 

اين هم يه شعر زيبا با عنوان سفره عقد كه نظرم را جلب كرد

در وبلاگ دوستم نارنجی نوشتم

خوشحال ميشم سر بزنيد

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت1:36 بعد از ظهرتوسط ........ |