رحم کن
شبهای تنهای تنهای من !
پر شد از درد حسرتهای من !
سرمای شبهامو ، دستای تنهامو ، گرم کن !
امشب تو برگرد به دنیای من
بگذر از درد گناهای من
فریاد دل میگه
بهم یکبار دیگه رحم کن !
+نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت10:44 قبل از ظهرتوسط ........ |


